ساعت جیبی، نمادی جاودان از ظرافت و پیچیدگی، تاریخچهای غنی دارد که گویای هنجارها و ارزشهای اجتماعی دوران گذشته است. این ساعتهای پیچیده چیزی بیش از اشیاء کاربردی بودند؛ آنها بازتابی از جایگاه اجتماعی یک جنتلمن و میراثی بودند که باید در طول نسلها گرامی داشته میشد. چه از طلا ساخته شده باشند و چه از مواد سادهتری مانند برنج یا نقره، ساعت جیبی ارزش احساسی عظیمی داشت و از مرزهای اقتصادی فراتر میرفت.
سفر ساعت جیبی در قرن شانزدهم با ظهور ساعتهای فنری آغاز شد، که نشاندهنده تغییر قابل توجهی از مکانیسمهای وزنی بود. در ابتدا، این ساعتهای قابل حمل دست و پا گیر بودند و اغلب به عنوان گردنبند استفاده میشدند، اما با گذشت زمان، به نسخههای شیک و جیبی که امروزه میشناسیم، تکامل یافتند. تا قرن هفدهم، ساعتهای جیبی ظریفتر و از نظر زیباییشناسی دلپذیرتر شده بودند و طرحهای پیچیده و مکانیسمهای پیشرفتهای از جمله آلارم را در خود جای داده بودند.
قرن هجدهم با معرفی یاتاقانهای جواهرنشان و تزئینات الماس، پیشرفتهای بیشتری را شاهد بود و ساعت جیبی را به نمادی لوکس تبدیل کرد. دقت این ساعتها با افزودن عقربههای ثانیهشمار و تکنیکهای روغنکاری بهبود یافت. قرن نوزدهم اوج محبوبیت ساعت جیبی بود و ساعتسازان مشهوری مانند هویر و اولیسه ناردین به شهرت رسیدند. با وجود ظهور ساعتهای مچی در قرن بیستم، ساعتهای جیبی در زمینههای خاصی مانند راهآهن، که زمانبندی دقیق بسیار مهم بود، ضروری باقی ماندند.
روندهای مد نیز نقش مهمی در محبوبیت ساعتهای جیبی داشتهاند. از کت و شلوارهای مجلل Zoot در دهههای 1930 و 1940 گرفته تا کت و شلوارهای سه تکه در دهههای 1970 و 1980، ساعتهای جیبی به صورت دورهای دوباره رواج یافتهاند. در حالی که ظهور تلفنهای همراه استفاده روزمره از آنها را کاهش داده است، ساعتهای جیبی همچنان به عنوان هدایای بازنشستگی و نمادهای سنت گرامی داشته میشوند.
همچنان که در تاریخ جذاب ساعتهای جیبی کاوش میکنیم، داستانی از نوآوری، صنعتگری و میراث ماندگاری را کشف میکنیم که همچنان جذاب و الهامبخش است.
یک ساعت جیبی چیزهای زیادی در مورد یک جنتلمن، از نظر جایگاه اجتماعی و جایگاه او در جامعه، به جامعه میگفت. ساعتهای جیبی به عنوان یک میراث خانوادگی و چیزی که یک مرد میتوانست برای خود گرامی بدارد، چه از طلا ساخته شده باشد و چه از پلاتین، به ارث میرسیدند. جیبهای مخصوصی در کتها یا جلیقهها ساخته میشد تا ساعت را در خود جای دهد. مردان ثروتمند ثروت خود را با نوع ساعت جیبی که داشتند نشان میدادند، و معمولاً تازه ثروتمندان میتوانستند با نوع ساعت جیبی که داشتند «خودنمایی» کنند. با این حال، شکافهای اجتماعی به این معنی نبود که فقرا نمیتوانستند ساعت جیبی داشته باشند، در واقع آنها نیز ساعتی را از پدر خود به ارث میبردند، اما نوع فلزی که ساعت از آن ساخته میشد میتوانست از برنج تا نقره متغیر باشد، اما ارزش معنوی آن بینظیر بود.
در قرن شانزدهم، ساعتها به جای وزن، با استفاده از فنر ساخته میشدند. ساعتهای قابل حمل یا ساعتهای جیبی اولین ساعتهایی بودند که عموم مردم میتوانستند داشته باشند، اما عموماً متعلق به ثروتمندان بود و به عنوان نمادی از جایگاه اجتماعی به آنها نگاه میشد. اغلب، ساعتهای قابل حمل روی دیوار خانه قرار میگرفتند، اما واقعاً قابل حمل نبودند، این ایده چند سال بعد به وجود آمد. ساعتهای جیبی برای اولین بار در قرن شانزدهم تولید شدند. این همزمان با اختراع ساعت فنری بود. در ابتدا، ساعتهای جیبی ناشیانه و جعبهای شکل بودند و عموماً به عنوان گردنبند استفاده میشدند. تقریباً صد سال بعد، آنها در جیب حمل میشدند. توسعه ساعت جیبی به این معنی بود که مکانیسمهایی معرفی شدند و برخی از ساعتها حتی دارای زنگ هشدار بودند. تصویر ساعت جیبی در قرن هفدهم شروع به تغییر کرد. قابهای گردتر و باریکتر ساخته شدند که شامل طرحهایی بودند و به طور کلی ساعت جیبی را به یک اثر هنری تبدیل میکردند.
در قرن هجدهم، جواهرات به عنوان یاتاقان استفاده میشدند و الماس نیز بخشی از برخی ساعتهای جیبی شد که آنها را بسیار گران میکرد. از روغن برای روانکاری و تضمین حرکت روان عقربهها استفاده میشد. در اواسط قرن شانزدهم، عقربههای ثانیهشمار دقت قطعات ساعت را تضمین میکردند. در قرن نوزدهم، ساعتهای جیبی به اوج محبوبیت خود رسیدند و ساعتسازان مختلفی مانند هویر، مینروا، لوکولتر و سی، اولیسه ناردین و بسیاری دیگر مشهور شدند. در طول قرن بیستم، گواهینامههایی برای ساعتسازانی که ساعتهای جیبی دقیق میساختند، صادر میشد. قبل از قرن بیستم، ساعتهای جیبی محبوبترین شکل زمانسنجی شخصی بودند. با این حال، مزایای استفاده از ساعت مچی به زودی در طول جنگ آشکار شد، زمانی که نیاز به دسترسی سریع به زمان بود. با این حال، ساعتهای جیبی همچنان به طور گسترده در راهآهن مورد استفاده قرار میگرفتند، حتی با وجود اینکه محبوبیت آنها در جاهای دیگر کاهش یافته بود.
مد، زمان محبوبیت ساعتهای جیبی را تعیین میکرد. در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، کت و شلوارهای زوت، کت و شلوارهای گشاد با شلوارهای دمپا گشاد که در مچ پا جمع میشدند و یک ژاکت بلند با پدهای شانه بزرگ بودند. مقدار زیاد پارچه، این سبک را به نشانهای از خودنمایی تبدیل میکرد. کت و شلوار زوت برای مراسم رسمی پوشیده میشد و اغلب با یک زنجیر ساعت بلند روی شلوار، کفشهای نوکتیز و یک کلاه نمدی بزرگ با یک پر، تزئین میشد. در اواخر دهههای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰، کت و شلوارهای سه تکه مردانه مد شدند و این امر منجر به تجدید حیات کوچکی در ساعتهای جیبی شد. در ایالات متحده، ساعتهای جیبی عمدتاً در جیب کمر پوشیده میشدند و با معرفی تلفن همراه و قابلیت آن برای اعلام زمان، محبوبیت ساعت جیبی کمی کاهش یافته است. به عنوان یک سنت در برخی کشورها، ساعتهای جیبی با قاب طلایی به کارمندان پس از بازنشستگیشان داده میشود. ساعتهای جیبی و راهآهن.
در نیمه دوم قرن نوزدهم، ظهور راهآهن منجر به استفاده گسترده از ساعتهای جیبی شد و حفظ زمان دقیق ضروری بود. با این حال، در آوریل ۱۸۹۱ در راهآهن لیک شور و میشیگان جنوبی در کیپتون، اوهایو، یک سانحه قطار معروف به دلیل توقف ۴ دقیقهای ساعت مهندسان رخ داد. مقامات راهآهن، وب سی. بال را به عنوان بازرس ارشد زمان خود منصوب کردند تا استانداردهای دقیق و یک سیستم بازرسی ساعت قابل اعتماد برای کرونومترهای راهآهن ایجاد کنند. این امر منجر به تصویب استانداردهای سختگیرانه برای ساعتهای جیبی مورد استفاده در راهآهن در سال ۱۸۹۳ شد. این ساعتهای جیبی مخصوص راهآهن، باید استانداردهای عمومی ساعت راهآهن را که در سال ۱۸۹۳ توسط اکثر راهآهنها تصویب شده بود، رعایت میکردند. - تاریخچه ساعت جیبی. اولین ساعت جیبی توسط پیتر هنلین در سال ۱۵۱۰ در نورنبرگ آلمان اختراع شد. ایتالیاییها در اوایل قرن شانزدهم ساعتهایی را تولید میکردند که به اندازه کافی کوچک بودند تا بتوان آنها را به دست بست. ساعت جیبی به نمادی از ثروت و جایگاه تبدیل شد، اگرچه ساعتهای قرن شانزدهم و هفدهم خیلی قابل اعتماد نبودند، اما زیورآلات زیبایی بودند! قابها و صفحهها با دقت و زحمت با طرحهای مجلل فرانسوی ساخته میشدند، در حالی که طرحهای انگلیسی، آلمانی و هلندی سادهتر بودند. با پیشرفتهای فنی، طرحها سادهتر شدند و تصویر ساعت از یک وسیله غیرقابل اعتماد به یک وسیله قابل اعتماد برای نشان دادن زمان تغییر کرد. در قرن هجدهم، ساعتهای جیبی به تکامل خود ادامه دادند. از جواهرات به عنوان یاتاقان و گاهی الماس استفاده میشد، اما همانطور که میتوانید تصور کنید، این امر ساعت جیبی را بسیار گران میکرد. برای روانکاری و روان کردن حرکت آن از روغن استفاده میشد. در نیمه دوم قرن هجدهم، ساعتهای جیبی با سه عقربه تولید میشدند که این امر نشان دادن زمان را دقیقتر میکرد. در طول جنگ جهانی اول، ساعتهای مچی ترجیح داده میشدند زیرا پوشیدن آنها آسانتر بود، با این حال، ساعت جیبی هنوز در دهه 1950 با کت و شلوار سه تکه پوشیده میشد. تا اواسط قرن نوزدهم، ساعتها به صورت جداگانه ساخته میشدند و گران بودند، اما سرانجام با پیشرفتهای آمریکاییها در تولید مکانیزه ساعت، قیمت ساعت جیبی ارزانتر شد.











